دانشگاهه داريم؟
دانشگاه نيس كه. مجتمعِ !

افكار زيادي به شرح زير بعد از شنيدنِ بخشنامه  "روپوشِ سفيد" به ذهنم خطور كرد.
بخشنامه اى كه در صورت قبولِ وجود گوشه هاى تاريكِ زيادى داره.
اينكه اين بخشنامه رو چه كسى داده؟
به چه كسى ابلاغ شده؟
يا چه كسى از خودش در اورده!
تا حالا كه روپوشِ سفيد نداشتيم چه مشكلي وجود داشت كه با روپوش حل ميشه؟

خب. اگر جواب اين سه سؤال رو بدونيم ميتونيم به اون مقام يا مقام ها طرح شكايت كنيم يا چرايىِ مسئله رو جويا شيم.
شخص من فقط از اين مقامِ محترم درخواست دارم كه از يكپارچگى و زيبايى حرفى به ميان نيارن؛ چون در ترم جارى استادى داشتم كه با "دمپايى" تشريف اوردن سر كلاس، كه اين كار به مراتب ناپسندتر از يكپارچه نبودن در ازمايشگاهِ.
منزلت دانشجو هم قبل از خود او لباسِ سفيد پوشيده و تشييع شده.
استاد اعلام جدى ميكنن كه اگر كسى لباسِ سفيد نپوشه دچار فرايندِ كسرِ نمره خواهد شد و حسرتِ يك بيستِ تك واحدى تا نزديكي هاى ابد به دلش خواهد موند.
تازه! فرمايشاتِ استاد به اينجا ختم نشد. در كمركشِ ازمايش تصميم گرفتيم با يك فروند مولتى متر جريان يك شاخه رو اندازه بگيريم... ( تصورِ ادامه واقعه به عهده خواننده ميباشد )
از هفت مولتى مترِ موجود در ازمايشگاه تنها سه تاشون كار ميكردن. يعنى چهارتاشون رو به زودى بايد لباس سفيد بپوشونيم و تشييع...
از فرمايشاتِ استاد فاصله نگيريم.
استاد: اين مولتى مترا همشون چينى ان. ما هم نميدونيم توشون چيه! خراب بشه، ميندازيم كنار. خراب شده؟ بنداز كنار!!!

حالا مقامِ محترم كه بخشنامه رو صادر كردين، يا ابلاغ كردين ( بخشنامه كجا بود!) ، نميشه اين بخشنامه رو هم بندازيم كنار؟ يا دو جين روپوشِ سفيد ( براى رعايتِ حال شما از جنس چينى ) بندازين تو اين ازمايشگاه تا دانشجو پول و منزلتش رو تلف نكند؟
حالا مقام محترم شايد بفرمايند كه هر كارى بودجه احتياج داره. بعد هم ليستى از مخارج اموزشى و عمرانىِ مجتمع رو سببِ عجزشون نشون بدن.
البته ما انتظار نداريم همراه با اين بخشنامه ها بودجه اى ضميمه بشه، چون اون بودجه هايى كه ضميمه شدن هم جاشون تَره، اما خودشون نيستن.
مثال: خشكبار و صبحانه كه در قاموس دانشجويان رنگ باخته اند.
حالا ما صبحانه هم نميخوايم بخوريم؛ مقام محترم تا حالا ساعت هشتِ صبح با اتوبوس اومدن مجتمع؟
اگر ميامدن فرق مولتى متر و روپوشِ سفيد رو هم از ياد ميبردن.
مثال بعدى براى اين رديف بودجه ها خيلى متعارف نيست.
خبر تغيير رياست مجتمع از اگهىِ بوفه مجتمع براى قبول مسئوليت كمتر سر و صدا كرد.
اما...
اما نصب رياست محترم حراست به اين مقام پارچه نويسى هايى رو در پى داشت كه افكار سياهِ بيشترى رو به ذهن من متواتر كرد.
اينكه حقيقتاً چقدر فكر شده كه نصب پارچه به بهبودِ وضعيتِ حجاب كمك ميكنه؟
و يا اينكه " اون پارچه ديگه " از چه منابعى به بهره بردارىِ شخصىِ چه كسانى ميرسه؟
و يا اينكه اين پارچه ها چندتا روپوش و مولتى متر براى دانشجوها ميشه؟

با من مكاتبه كنيد. نه تنها براى پاسخ به اين پرسش كه اون پارچه ها چندتا روپوشِ سفيد يا مولتى متر ميشه؛ هر انتقاد و پيشنهادى اول در مورد من، دوم در ارتباط با دانشگاه كه نه، مجتمعمون داريد با من در ميان بگذاريد تا به نحوى شايسته با ديگر دانشجويان در ميان گذاشته بشه.