داستان آموزنده




گرگی که استخوانی در گلویش گیر کرده بود

بدنبال کسی میگشت که آنرا در آورد.

در این هنگام به لک لکی رسید

و از او خواست تا دربرابرمزد او را از این عذاب نجات دهد

لک لک سرش را در دهان گرگ کرد استخوان را در آورد

و طلب پاداش کرد.

گرگ به او گفت:ای دوست نادان من

اینکه سرت را سالم ازدهان من بیرون آوردی برایت کافی نیست؟؟؟؟!!!!!!!!!

وقتی کسی به فرد نادرستی خدمت میکند تنها انتظاری که ميتواند داشته باشد

این است که :"گزندی از او نبیند"

دایره ی روح

 


 

افلاطون گفته "روح" دایره است
و من دایره های روحم را کشف کردم!




متنش طولانیه ,خوشحال میشم به ادامه ی مطلب سر بزنید.

ادامه نوشته

کودکی

بچه که بودیم ،بچه بودیم،بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ دیگه همون بچهه هم نیستیم.

کوچیک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم.

حالا که بزرگیم چه دلای کوچیکی داریم ...

ادامه نوشته

ازدواج ساده

سلام به همگی

چند روز پیش یه مطلب تو گاهنامه دانشگاه خوندم کلی متحول شدم. طولانیه توصیه میکنم شمام بخونین ضرر نمی کنین.


ماجرای ازدواج حجت الاسلام مجتبی خامنه ای، فرزند امام خامنه ای با دختر آقای حداد عادل

در ادامه، ماجرای این ازدواج را از زبان دکتر غلامعلی حداد عادل می خوانیم:


ادامه نوشته

خدا وکیلی آیا خوشحالی‌های روزمره مردم ما بیشتر از سایرین نیست!؟

با دوستی به‌ گپ و گفت مشغول بودیم.

داشتیم مقایسه می‌کردیم میزان خوشحالی‌های مردم خودمان را با سایر ملل.مثال‌های بسیاری برای این نتیجه‌گیری داشتیم بی‌مناسبت ندیدم آنها را با شما هم درمیان بذارم

یکم:  آمنه از قصاص درمی‌گذرد همه تبریک می‌گوییم و به منش او درود می‌فرستیم و خوشحال می‌شویم


ادامه نوشته